درخواست شهروندان ، مديران و بزرگان شانديز از استاندار خراسان رضوي : پديده را دريابيم

تحقيقات علمي بسياري پيرامون پروژه پديده و حواشي آن صورت پذيرفته است که هريک به سهم خويش بخشي از اين ابرپروژه را بررسي و واکاوي نموده است .

چند مورد از اين تحقيقات که بارويکرد آينده پژوهي اثرات اقتصادي پروژه را ملاحظه داشته است ، من حيث المجموع شرايط اين مجموعه عظيم را در چهار برهه زماني به رشته نگارش و بوته نقد و تمجيد کشانده است که اتفاقا به نظر مي رسد واقع بينانه ترين تحليل نيز در دامنه همين پژوهش ها صورت گرفته باشد .

انگشت اشاره و پيش نگاري اين پژوهش ها چهار مقطع زير را نشانه رفته است :

1) طلايي و عاقبت بخيري     2) هميشه در بر يک پاشنه نمي چرخد     3) اوضاع بدتر مي‎شود     4) انفعال (فرجام ناخوش)

مقطع اول "طلايي" دوران شکوه و اوج اعتبار،  همراهي مسئولين و اقبال عمومي نسبت به پروژه را روايت نموده و مشتمل بر اتفاقات حوالي سال هاي 88 تا 93 را در بر مي گيرد. در سرفصل دوم "هميشه در بر يک پاشنه نمي چرخد" از آغاز انتقادات و مصاحبه هاي آتشين، برخوردهاي قهري، فاصله گرفتن مسئولين از پروژه، طي فروردين تا بهمن ماه 93را در برمي گيرد. اين شرايط به جهت برخوردهاي قهري صورت گرفته و هجمه سنگين وارده به پروژه ايجاد گشته و به زعم بسياري به آيينه عبرت سرمايه گذار مبدل گشته است. بديهي است که وضعيت مذکور باعث سلب اعتماد عمومي نسبت به پديده ، افزايش فشارهاي اجتماعي بوده و به تبع سرازير شدن تقاضاهاي بيشمار جهت پس دادن سهام و دريافت خرده وجوه سرمايه گذاري شده در پروژه بود. يکي از راههاي برون رفت از شرايط مذکور که مديران وقت پروژه مدنظر داشتند، جذب سرمايه گذاري هاي کلان به منظور پاسخگويي به سهامداران و سرمايه گذاران خرد بود که با اتفاقات واقع شده هرگونه سرمايه گذاري و ورود به پروژه با دلهره و ترديد مواجه گشت و ضريب تحقق آن غيرممکن گشت. اين موضوع عملا و علنا مديران وقت مجموعه را به بن بست رساند و تلاش هاي صورت گرفته تقريبا بي نتيجه ماند. علاوه  براين ايجاد مشکلات امنيتي، اجتماعي ، اقتصادي اين برهه، معلول به هم پيوستن مجموعه عوامل بسياري است که هرکدام به صورت روشن در مسير و ممشاي ترسيم شده در نحوه برخورد با پديده نهفته است . اين فراز از پژوهش ها تصريح مي نمايد: "كه سه هدف غايي و اصلي دستگاههاي تعقيب كننده پديده در قواي مجريه و قضائيه شامل :

1. اعاده حقوق بيت المال،

2. پاسداري از حقوق مردمي يا سهامدار،

3. تطهير پروژه ، سوق آن به سمت قانون و برخورد با متخلفين".

تاچه اندازه محقق گشته است؟

سناريوي سوم، اگرچه نگاههاي سخت گيرانه تلطيف گشته است . وليکن " اوضاع بدتر مي شود".

آنچه مسئولين محترم در سطوح مختلف برآن تاكيد مي نمودند، عدم تعطيلي پروژه بود كه از همان اوان كار ناگفته پيدا بود که : با هجمه وارده و مسدود شدن شريان‎هاي تنفسي پديده، تبليغات سوء صورت گرفته در رسانه‎ها و به تبع آن افول رونق و اعتبار پديده، رسيدن به هريک از اين شعارها با مشکل و چالش مواجه گردد. 

 تلاش هاي صورت گرفته از سوي نهادهاي متولي جهت جان بخشي مجدد به پروژه را مي توان به : " نوشداروي پس از مرگ" تعبير نمود . اين ادعا از آنجايي مصداق خواهدداشت که به جهت بمباران تبليغاتي مسئولين و پخش آن از رسانه ملي، اعتماد عمومي نسبت به پروژه سلب و امکان تزريق هرگونه سرمايه جهت تکميل آن  به طور کلي از بين رفته است. لذا نتيجه مشخص آن تعطيلي پروژه ، سردرگمي و نارضايتي سهامداران ، بروز مشکلات امنيتي ، اقتصادي و تعطيلي جمعيت انبوهي از کارگران، افت امنيت سرمايه گذاري و...  بود که امروزه آثار آن به وضوح در سطح اجتماع ملموس و مشهوداست .

در اين مقطع بسياري را اعتقاد برآن بود که رفتارها و برداشت هاي صورت گرفته در خصوص پديده از سازندگي، آگاهي و جامعيت لازم برخوردار نبوده که شرايط را به وضعيت نگران کننده رسانده است . همين تحليل ها تصريح مي نمود، يکي از راههاي برون رفت از شرايط موجود ، اصلاح رويه جاري در مقاطع ياد شده و تغيير شيوه برخورد و البته فاصله گرفتن از ايجاد هرگونه تشويش و اضطراب در سطح اجتماع است. 

اي کاش شرايط جامعه و تاب آوري و ظرفيت مسئولين و نهادهاي گوناگون پذيرش اين را داشت تا : برخوردها و رفتارهاي صورت گرفته با پديده را منصفانه به نقد و واکاوي مي نشستيم .

چراکه نگارنده قويا معتقداست ، درصورت وقوع اين مهم ، تجربه گرانقدري جهت چگونگي مواجهه با موارد مشابه ايجاد گشته و پيش روي مسئولين قرار خواهد گرفت . 

ادعاي تغيير کاربري اراضي کشاورزي ، تصرف بستر رودخانه و... موضوعاتي است که در سرتاسر کشور ذهن کنشگران بسياري را به خود مشغول خود داشته و از سوي اين عزيزان با انتقاد مواجه است ، اما طرح اين مسائل جهت مردمان خطه شانديز ،  معناي ديگري داشته و از زاويه متفاوت تري تحليل مي شود . چراکه پهنه جغرافيايي محل وقوع پديده در بردارنده ساخت و سازهاي پديده ، ( قبل از ورود اين شرکت ) شامل ساخت و سازهاي خلاف مقررات متعدد و محل دپو نخاله هاي ساختماني ولکه نازيبايي بر تارک شهرگردشگري شانديز بود . مسيل مورد ادعا نيز در فرادست  پديده به جهت ساخت و سازهاي حداقل يک قرن اخير کور و تسطيح گشته و در فرودست آن نيز وضعيت تاحدودي به همين صورت در حال شکل گيري است که اين نيز با حضور ميداني قابل درک و مشهود است .

اراضي مورد بحث سالهاست که از حيث انتفاع کشاورزي و کشت و زرع خارج بوده و محل دپو زباله هاي شهري بود . ضمن اينکه اين اراضي در دل شهر شانديز واقع گشته و براساس طرح جامع ابلاغي سال 87 داخل محدوده خدماتي شهر مي باشد .

منصرف از همه موارد مذکور ، نبايد فراموش داشت كه هجوم سيل آساي مردم به سمت اين پروژه نه تنها در نيت سرمايه گذاران به منظور رسيدن به سود نهفته كه به عوامل ديگري من جمله سكوت متوليان امر در قبال فعل و انفعالات چندين ساله پديده و پوشش تبليغي رسانه ملي و... گره خورده است. وجه ديگر اين ماجرا به عدم وجود کانون‎هاي جذب سرمايه مطمئن و مولد جهت سوق سرمايه‎هاي خرد اجتماع برمي گردد که ريشه آن را طبيعتا بايستي در پهنه اقتصادي کشور و مشکلات موجود درآن جستجو نمود .

امروزه هرگونه تصميم گيري در خصوص پروژه اي كه حدود 128000 سهامدار و چندين هزار كارگر و خدمه را درگير خودداشته است و با شرايط ايجادشده مسائل آن به صورت موشكافانه توسط افراد و گروههاي مختلف، من جمله جامعه سرمايه گذار تعقيب مي گردد از اهميت بالايي برخورداراست. فروش و افزايش ارزش سهام پديده از سوي مديران اين شرکت موضوعي است که يکي از ادله مسئولين مخصوصا در حوزه قضايي جهت برخورد با پديده بود .دراين باب  به نظر مي‎رسد راه پيشگيري و مقابله اين امر در تغيير شيوه و راهبرد مديران وقت پديده و دست اندرکاران آن و به تعبيري مديريت ،نظارت و هدايت توامان پروژه نهفته بود نه در برخوردهاي قهري و مصاحبه‎هاي جنجال برانگيز و اضطراب آفرين !

همانطوري که پيشتر معروض گرديد : احداث پروژه‎هاي بزرگ گردشگري به ويژه پروژه پديده که تاثيرات اقتصادي مثبت زيادي در منطقه و حتي استان داشته ودارد ، اكنون به الگويي براي شهرها و استانهاي ديگر كشور بدل گشته است ، مسلم كه شكست آن  موجب بي اعتمادي و نگراني ديگر شهرها و شهرداريها از تلاش در جهت جذب سرمايه گذار و همچنين عدم رغبت سرمايه گذار به سرمايه گذاري خواهد شد. ضمن اينکه بدليل مشارکت عمومي مردم در سهام اين پروژه تعداد زيادي از  سهامداران چشم به اين پروژه دارند.  دربعد اقتصاد شهري باعث ايجاد رونق اقتصادي و افزايش سطح خدمات شهري شده و مي‎توان گفت بعد از بهره برداري، منافع زيادي مخصوصا جهت رفاه حال زائرين و مسافرين خواهد داشت و شايد باشرايط اقتصادي امروز حمايت قانوني و تلاش در جهت احياي پروژه در ايجاد امنيت رواني جامعه و تشويق علاقه مندان سرمايه گذاري منطقي ترين رويكرد باشد. تحقيقات صورت گرفته در اين زمينه تنوير مي نمايد که علاوه بر موارد ياد شده مي توان موارد ديگري را ملاحظه داشته و مدنظر قرار داد که در شماره هاي آتي به آن خواهيم پرداخت .


چاپ   ایمیل

Related Articles